اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " خنده دارترین جک های دنيا خفن کلیپ موبایل " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید.
داشتم با ماشينم مي رفتم سر كار كه موبايلم زنگ خورد گفتم بفرماييد الووو.. ، فقط فوت كرد ! گفتم اگه مزاحمي يه فوت كن اگه ميخواي با من دوست بشي دوتا فوت كن . دوتا فوت كرد . گفتم اگه زشتي يه فوت كن اگه خوشگلي دوتا فوت كن دوتا فوت كرد . گفتم اگه اهل قرار نيستي يه فوت كن اگه هستي دوتا فوت كن دوتا فوت كرد . گفتم من فردا ميخوام برم رستوران شانديز اگه ساعت دوازده نميتوني بياي يه فوت كن اگه ميتوني بياي دوتا فوت كن دوباره دوتا فوت كرد . با خوشحالي گوشي رو قطع كردم فردا صبح حسابي بخودم رسيدم بهترين لباسمو پوشيدم و با ادكلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمي گنجيدم فكرم همش به قرار امروز بود داشتم از خونه در ميومدم كه زنم صدام كرد و گفت ظهر ناهار مياي خونه؟ اگه نمياي يه فوت كن اگه مياي دوتا فوت كن
امین
سه شنبه سی ام بهمن 1386
زبان جديد جوانان ايراني
مرتبط با : طنز
زبان جديد جوانان ايراني
زبان جديد جوانان ايراني چيست؟
کمتر کسي در جمع جوانان معناي صحبت هاي آنان را مي فهمد. آنها زباني ساخته اند که شرط دانستن اش جوان بودن است. خيلي از ما معناي ''پژو حسرتي''، ''مخ کسي را چت کردن''، ''زاخار''، ''زيدوفسکي'' و... را نمي دانيم و البته حدس هم نمي زنيم.
دکتر سيد مهدي سمائي با صبر و حوصله لغات و معاني زبان جوانان را گرد آورده و نشر مرکز آن را با نام فرهنگ لغات زبان مخفي منتشر کرده است.
اين کتاب که در يکماه به چاپ دوم رسيد يکي از مطرح ترين کتاب هاي دو سه ماه اخير است که در بيشتر مجامع فرهنگي در باره اش صحبت مي شود.
کتاب مقدمه اي درباره جامعه شناسي زبان دارد و دکتر سمائي در اين مقدمه نوشته است:'' ... زبان يک رفتار اجتماعي است. هر جامعه که به زباني واحد تکلم مي کند ملزم به رعايت اين رفتار است. گروه هاي اجتماعي موجود در هر جامعه نيز تابع قواعد کلي زبان آن جامعه هستند.
اما چون داراي هنجارهاي گروهي خاص خود نيز هستند در زبان جامعه تغييراتي متناسب با هنجارهاي گروهي خود مي دهند. و اين يکي از راه هاي به وجود آمدن گونه هاي اجتماعي زبان است.
بدين معني که جامعه مفروض بسته به تمايلات و سلايق و اعتقادات گروه هاي اجتماعي رفته رقته همگني اش از دست مي رود و گونه هايي تا حدي متفاوت با آن زبان به وجود مي آيد.''
دکتر سمائي توضيح مي دهد که زبان مخفي يا ''آرگو'' يکي از گونه هاي اجتماعي زبان است و نخستين بار سارقان و راهزنان و افرادي که رفتار خلاف قانون داشتند، چنين زباني را فراهم آوردند.
لفظ آرگو ريشه فرانسوي دارد و اولين بار آن را در قرن پانزدهم به کار برده اند. زبان مخفي معاصر را دو گروه ابداع مي کنند و به کار مي برند.
نخست قانون گريزان، چون به زباني نياز دارند که حافظ افکار و مقاصدشان باشد و نامحرمان نتوانند از آن راه به دنياي آنان وارد شوند.
دومين گروه کساني هستند که خلاف هنجارهاي جامعه رفتار مي کنند. هنجارهايي که رعايت نکردنشان باعث شماتت و يا انگشت نما شدن مي شود.
مولف مي افزايد: ''زبان مخفي در اصل يک زبان مستقل نيست و يکي از شکل ها و گونه هاي هر زبان معيار است. زبان مخفي عمدتا در حوزه واژگان و تا حدي اصطلاحات و عبارت هاي فعلي ابداع و زائده هر زبان مي شود. بخشي از اين واژه ها به سبب کثرت استعمال به زبان مردم کوچه و بازار راه پيدا مي کند و جزيي از زبان معيار مي شود.''
دکتر سمائي در سابقه بررسي زبان مخفي آن را داراي مشابهت هاي زياد با زبان عاميانه مي داند و معتقد است زبان عاميانه راهي است براي رسيدن به زبان مخفي.
پيش از اين فرهنگ هاي متعددي براي زبان عاميانه تدوين شده است. فرهنگ لغات عاميانه محمد علي جمالزاده، فرهنگ عوام ميرقلي اميني، کتاب کوچه احمد شاملو، فرهنگ فارسي عاميانه ابوالحسن نجفي، فرهنگ لغات عاميانه و معاصر رضا انزابي نژاد.
و آثاري که به نوعي با زبان مخفي مربوط اند : مجموعه لغات و اصطلاحاتي که سيد ابراهيم نبوي در ضميمه کتاب سالن ۶ از زبان مخفي زندانيان گرد آورده، بخشي از لغات کتاب فرهنگ جبهه سيد مهدي فهيمي و فرهنگ اصطلاحات عاميانه جوانان مهشيد مشيري.
درباره کاربرد معنايي کلمات زبان مخفي، دکتر سمائي توضيحات دقيقي داده و پس از ذکر مدخل ها و معاني آنها ، لغات را از نظر حوزه هاي معنايي به سيزده قسمت تقسيم کرده است. مثلا در حوزه اسامي فريبکاران و اسامي و فعل هاي مربوط به فريب آمده است : دودره کردن ، سرپيچ را به دست کسي دادن، مخ کسي را تيليت کردن.
و در حوزه اسامي جنس مخالف : زاخار، زيدوفسکي، دوخي، تصادفي، کينگ کونگ...
در حوزه الفاظ و افعال مربوط به امنيت و اطلاعات و حفظ اسرار: آنتن، آمار گرفتن، کاکتوس، کيو دادن، ريسيور، سات لايت، شيرين پلو و...
در حوزه ايجاد ارتباط و ابراز عواطف : براي يکديگر لاو ترکاندن، توکار کسي بودن، فاز دادن، تريپ لاوي شدن، آماردادن، حال پخش کردن و...
در حوزه اسامي مزاحمان و افعال مربوط به مزاحمت : آويزان، تاول، زيگيل، گيرسه پيچ، کليک کردن، سريش و...
در حوزه نام اشخاص غيرمتجدد : ابوالحسن، اشکول تپه، اف جي اس، ام الجواد، فول جواد سيستم، جواد مخفي، منيجه، رپ مخفي و ...
شلوار گشاد چند ساسونه و اغلب داراي فاق بيش از حد بلند: شلوار خانواده ، شلوار جوادي ، شلوار حمزه
در حوزه اسامي و افعال و ترکيبات مربوط به حالات رواني: اعصاب کسي را تيليت کردن، بي کلاج، تو حس بودن، چت اوغلي، روغن ريزي داشتن، قاط زدن و ...
در حوزه نام اشخاص کودن: دامبولي، شيويل، تاپاله، دونبش، شلغم، چپول، دنبه، قاق، غضنفر و ...
نام خودروها: پژو حسرتي، پژو کارمندي، جواد مخفي ( پژو آردي )، حاصل ازدواج فاميلي، جا صابوني، کوالا، رنو تحصيل کرده،شياف، اپل عقب افتاده و دوو منگل ( ماتيز ) ،عروس دهاتي ( پژو پرشيا ) و ...
زي ذي ، زذايي: صورت اختصار زن ذليل
امین
سه شنبه سی ام بهمن 1386
بررسي مکتبهاي بشري
مرتبط با :
بررسي مکتبهاي بشري
سوسياليسم : دو گاو داريد. يکي را نگه ميداريد. ديگري را به همسايه خود مي دهيد کمونيسم : دو گاو داريد. دولت هر دوي انها را ميگيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريک کند فاشيسم : دو گاو داريد. شير را به دولت ميدهيد. دولت ان را به شما ميفروشد کاپيتاليسم : دو گاو داريد. هر دوي انها را ميدوشيد. شيرها را بر زمين ميريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند نازيسم : دو گاو داريد. دولت به سوي شما تيراندازي ميکند و هر دو گاو را مي گيرد انارشيسم : دو گاو داريد. گاوها شما را ميکشند و همديگر را مي دوشند ساديسم : دو گاو داريد. به هردوي انها تيراندازي ميکنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد اپارتايد : دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد ميدهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد دولت مرفه : دو گاو داريد. انها را ميدوشيد بعد شيرشان را به خودشان ميدهيد تا بنو شند بوروکراسي : دو گاو داريد. براي تهيه شناسنامه انها هفده فرم را در سه نسخه پر ميکيد ولي وقت نداريد شير انها را بدوشيد سازمان ملل : دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن انها وتو ميکند.امريکا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو ميکنند.نيوزلند راي ممتنع مي دهد ايده اليسم : دو گاو داريد. ازدواج ميکنيد. همسر شما انها را مي دوشد رئاليسم : دو گاو داريد. ازدواج ميکنيد. اما هنوز خودتان انها را مي دوشيد متحجريسم : دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد فمينيسم : دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد. از هرکدام شير بدوشيد فرقي نمي کند ليبراليسم : دو گاو داريد. انها را نميدوشيد چون ازاديشان محدود مي شود دموکراسي مطلق : دو گاو داريد. از همسايه ها راي ميگيريد که انها را بدوشيد يا نه سکولاريسم : دو گاو داريد. پس به خدا نيازي نيست